تبلیغات
شعر عاشقانه و غمگین - شعرغمگین
شعر عاشقانه و غمگین
پنجشنبه 18 آبان 1391 :: نویسنده : مرتضی بابایی
از دست چیره دست که بود آفریدنت
که این گونه کیمیا شد یک پلک دیدنت
دیگر مجال صرفه نظر کردن از تو نیست
بس نیست از تمامی لبها شنیدنت
حالا تو هی فریب بده هی اشاره کن
کمتر که نیست سهم من از تازه چیدنت
مانند شعر روی سرانگشتهای من می چرخد این غروب غم انگیز بر تنت
آنجا بهشت اینقدر آنجا نشسته ای
یک سیب سر نمی خورد از روی دامنت؟
حتی اگر به چشم نبینم تورا
هنوز در شهر میشناسمت از راه رفتنت




نوع مطلب : شعر غمگین، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : مرتضی بابایی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
[font=tahoma][/font]



تماس با ما